از راست : مهدی
میرزایی خبرنگار بروجردی لرستان ورزشی ، علی محمد قادریان سرپرست تربیت یزد،داود
مهابادی مربی گهر زاگرس دورود ، فرهاد داودوندی روزنامه نگار و منتقد ورزشییادی از یك دوست بامعرفت بروجردی
رضا جایدری - خرم آباد : نمیدانم شما هم موافقید یا نه كه: هر كسی را
نمیتوان دوست نامید! آنتونی رابینز چقدر زیبا در قالب یك جمله گفته: «پیش
از آن كه كسی را برادر بنامید، باید همچون یك برادر رفتار كرده باشد» فكر
میكنم در مورد دوست نیز چنین باشد ...
دوستی درجههای مختلفی دارد كه با هر كس تا
درجهای معین میتوان پیش رفت. به شخصه، اولین برخورد در دوستیها و
آشناییها را به خاطر میسپارم و مد نظر قرار میدهم. از نظر من
صادقانهترین برخورد، همان برخورد اول است!
اینها را نوشتم تا بهانهای بیابم برای تشكر از یك دوست با معرفت بروجردی: آقای مهدی میرزایی.
به یاد دارم فروردین سال ۱۳۸۵ زلزلهای در
خرمآباد رخ داد. برای پیدا كردن اطلاعات این زلزله در اینترنت به جستجو
پرداختم. در یكی از وبلاگها به اطلاعات جامعی پیرامون زلزلههای یك قرن
اخیر در لرستان برخورد كردم كه نویسنده آن همین آقا مهدی میرزایی گل گلاب
بود.
برای ایشان در قسمت نظرات وبلاگ یادداشتی به
منظور تشكر نوشتم و پس از چند دید و بازدید وبلاگی، مشتری هم شدیم و شماره
موبایل رد و بدل كردیم و اگر چه هیچگاه موفق به دیدار یكدیگر از نزدیك
نشده بودیم اما معمولاً از طریق پیامك با هم ارتباط داشتیم.
تابستان سال ۱۳۸۸ به اتفاق برخی دوستان اقدام
به انتشار نشریه لرستان ورزشی نمودیم. هدفمان این بود كه نشریه به مصداق
نامش، رویدادهای ورزشی كل استان را پوشش دهد و فقط خرمآباد ورزشی نباشد.
با توجه به محدودیتهای موجود از جمله تخصصی
بودن نشریه و نیز دست خالی بودن بچهها، به صورت ابتكاری از طریق یادداشت
نهادن در وبلاگهای ورزشی شهرستانها و یا از طریق معرفی برخی دوستان،
افرادی را برای همكاری جذب كردیم. اگر چه خبرنگار و روزنامهنگار نبودند
یعنی با اصول تنظیم خبر و یا نوشتن یادداشت و مقاله آشنایی نداشتند، اما
انصافاً جور برخی خبرنگاران پولپرست شهرشان را كشیدند و امروزه، هر آنچه
در آرشیو ورزشی نشریات استان باقی است، به همت این دوستان صورت گرفته است.
بازگردم سراغ حکایت آشنایی من با آقا مهدی
عزیز: اخبار ورزشی بروجرد را مدام از وبلاگ آقای حسین زندهدلی پوشش
میدادیم و پس از مدتی نیز عمو فرهاد داودوندی از طریق ایمیل، ستوننویس
ثابت نشریه شد، اما هنوز در بخش مصاحبه برای شهرستان بروجرد نواقصی به چشم
میخورد كه این آقا مهدی بامعرفت، ساده و بیتكلف فرمود: هر كمكی از دستم
برآید در این زمینه انجام میدهم.
این دوست با معرفت و البته بسیار مؤدب و
محجوب هر هفته با دوربین عكاسی دیجیتالش به سراغ پیشكسوتان و ورزشكاران
بروجردی میرفت و با وجودی گرفتاریهای شغلی و شخصی، ضمن هزینه كردن در این
راه، آنها را هر طور شده به ما میرساند و در حقیقت آنچه امروز در آرشیو
نشریه موجود است، همت و غیرت آقا مهدی است كه افتخار بروجرد در این عرصه
به شمار میرود. (آدرس نشریه و فایلهای پیدیاف http://lorestanvarzeshi.persianblog.ir كلیك كنید) حتا چند شماره هم به اتفاق دوست خوبم حسین زندهدلی زحمت توزیع نشریه را در بروجرد متقبل شد.
البته امروزه تعداد خبرنگاران و وبلاگنویسان
ورزشی شهرهای استان افزایش قابل ملاحظهای یافته و به حمدالله چندان خلائی
در این زمینه احساس نمیشود.
جا دارد به این نكته اشاره كنم كه گسترهی
توزیع دو نشریه قدیمی بروجرد یعنی فرهنگ و پیغام تنها به دكههای مطبوعاتی
این شهر محدود میشود و متأسفانه در سایر شهرهای استان توزیع نمیشوند، لذا
برد و دامنهی محدودی دارند، اما نشریه سفیر قلم(بروجرد) در خرمآباد و
اكثر شهرهای لرستان توزیع میشود و این فرصت را به دیگران میدهد كه با
نوشتههای اصحاب قلم این شهر آشنا شوند.
به پاس ارادتی كه خدمت دوستان بروجردی دارم و
با توجه به این كه ۴ سال از بهترین سالهای جوانیام (دوره دانشجویی) در
این شهر گذراندهام، سعی میكنم همواره نوشتههای روزنامهنگاران ورشی
بروجرد را در نشریات پرتیراژ استان كه گسترهی توزیع بالاتری دارند پوشش
دهم بلكه این نقیصه به نوعی برطرف شود.
باز هم از دوست خوب و با معرفتم آقا مهدی
میرزایی كه هنوز هم محبت نموده و با ما در ارتباط است تشكر نموده و از
خداوند متعال توفیق و بهروزی وی و خانوادهاش را خواهانم. این دو عكس زیبا
را كه تابستان ۱۳۸۶ از بروجرد گرفتم به ایشان و خبرنگاران زحمتكش
بروجرد تقدیم میكنم(برای دستیابی به سایز بزرگ، روی عكسها كلیك كنید):


طبقه بندی:
نقدهای ورزشی اجتماعی،
برچسب ها:
مهدی کیرزائی خبرنگار بروجردی،
مهدی میرزائی،
رضا جایدری،
بامعرفت،
بروجرد،
بروجردی،
خرم آباد،
داود مهابادی،
گهر زاگرس دورود،
نظر امیر بهلولی فیلم ساز جوان بروجردی و برنده جایزه اول سینمائی جشنواره مکزیک در رابطه با
اسکار و اصغر فرهادی