وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
( بروجرد ) اخبار ایساکو ، نجوم ، ورزش ، هنر و علم در بروجرد
Online User

خدمات وبلاگ نویسان-بهاربیست


20 اردیبهشت 1391 در تاریخ فوتبال بروجرد ثبت شد
 
فرهاد داودوندی - بروجرد : 20 اردیبهشت 1391 ، روزیکه نسل جوان و ورزشدوست لرستان با منطق و شعور بالای خود در محیطی بسیار هیجان انگیز ، شاد و جذاب ورزشی در ورزشگاه شهرداری بروجرد ، ندای محرومیت و مظلومیت  ورزش این خطه را سر داد .
20 اردیبهشت 1391  ، روزیکه فوتبال در لرستان شادی را برای پیر و جوان ، زن و مرد ، بزرگ و کوچک به ارمغان آورد .
20 اردیبهشت 1391 در کشور زیبای ایران ، استان بهشت گونه لرستان ، شهرستان با فرهنگ و نخبه پرور بروجرد ، میزبان تیم گهر زاگرس مردم دورود بودیم .
 مهم داشتن نماینده ای از استان لرستان در لیگ برتر است ، مهم این است که این تیم حاصل تلاش خود دورودی هاست  و مهم این است که لیگ فصل آینده شاهد هنرنمائی گهر زاگرسی های دورود  خواهد بود .
سخنان دیگران را که می خواهند میزبانی بروجردی ها را به زیر سوال ببرند و  تاب تحمل شنیدن و دیدن فرهنگ بالای تماشاگران بروجردی ، دورودی ، ملایری ، خرم آبادی ، الیگودرزی ، اشترینانی  و .... و حتی بوشهری های عزیز در این مسابقه بسیار مهم و زیبا  را ندارند ، را جدی نخواهیم گرفت  !!!





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: 20 اردیبهشت1391، بروجرد، خرم آباد، اشترینان، الیگودرز، ملایر،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 توسط فرهاد داودوندی






تقدیر از تماشاگران بروجردی

از ملایر و خرم آباد و اشترینان هم برای حمایت از گهر زاگرس دورود
 آمده بودند

فرهاد داودوندی - بروجرد : دهها عکس از گوشه و کنار ورزشگاه دارم که خیل عظیم تماشاگران بروجردی را در حال تشویق بی امان تیم گهر زاگرس دورود نشان می دهد !
در لابلای خبرهای ریز و درشت و حاشیه های زشت و زیبای این مسابقه تاریخی ، نقش تماشاگران بروجردی که برای حمایت از تیم دورود به ورزشگاه آمده بودند ، بسیار کم رنگ نشان داده شده است  . حتی شاید جالب باشد بدانیم بانوان بروجردی هم برای حمایت از گهر زاگرس دورود آمده بودند .
20 اردیبهشت 1391 ، روز هواداران پرشور و فهیم فوتبال در بروجرد بود ، هوادارانی که از راه های دور و نزدیک برای حمایت از پدیده فوتبال ایران ، تیم گهر زاگرس دورود به ورزشگاه آمده بودند .  
ثابت شد که پشتوانه این تیم مردمی ، هواداران پرشور فوتبال در این دیار  هستند ، ثابت شد که این فقط و فقط مردم خوب دورود بودند که با حمایت بی وقفه  از تیم محبوب شان ، راه صعود تیم را به لیگ برتر هموار نمودند و مسئولین ورزش استان اگر می خواهند ثابت نمایند در این شادی شریک هستند باید از همین امروز به فکر حمایت از تیم گهر زاگرس دورود باشند .
 در روزی که هواداران گهر زاگرس دورود از خرم آباد و ملایر و اشترینان هم آمده بودند ، ثابت گردید ، فوتبال  این خطه نیاز به حمایت بیشتر از پیش را دارد .




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: گهر زاگرس دورود، ملایر، خرم آباد، بروجرد، دورود، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 توسط فرهاد داودوندی





مصاحبه با خرمزی سر مربی تیم ایران جوان بوشهر



 برای ما محل برگزاری بازی برگشت ، اصلا مهم نیست !



بروجرد  و مردمش عالی و استثنائی هستند با آب و
هوائی غیر قابل وصف !



فرهاد داودوندی - بروجرد : تیم ایران جوان بوشهر برای برگزاری مسابقه برگشت با تیم گهر زاگرس دورود  از روز گذشته در بروجرد اقدام به برپائی اردو نموده است . فرصتی دست داد تا با سرمربی جوان و محجوب این تیم ، آقای عبدالرحیم خرمزی گفتگوئی داشته باشم
- لطفا خودتان را معرفی نمائید ؟
- بنام خدا ، عبدالرحیم خرمزی هستم متولد 1348 بوشهر ، بازیکن سابق تیمهای منتخب بوشهر و تیم ملی جوانان ایران
- از چه موقع به مربیگری روی آوردید ؟
 - از سال 1382 به حرفه مربیگری روی آوردم و هم اینک نیز سر مربی تیم ایران جوان بوشهر هستم
- نظرتان در رابطه با تیم گهر زاگرس دورود چیست ؟
- تیم گهر زاگرس دورود هم با داشتن بازیکنان مستعد و مربی جوان و فهیمی به مانند مهابادی به مانند تیم ما یکی از تیمهائی است که به شدت از کمبود حمایت های مالی در مشکل هستند
- نظرتان در رابطه با بازی برگشت چیست ؟
- من قبلا هم با تیم دورود در این شهر بازی کرده ام ، بنظر من  تماشاگران دورودی از بهترین های  فوتبال ایران هستند ، ما برای برد آمده ایم و آرزومندیم که با دست پر از دورد برگردیم
- چگونه تیمی به مانند شما و گهر زاگرس دورود بدون پشتوانه مالی تا اینجا در فوتبال ایران بالا می آیند ؟
- همه چیز در فوتبال پول نیست ! حرف اول و آخر را مدیریت صحیح و صداقت کادر فنی و بازیکنان می زند !
- تیم ایران جوان بوشهر چگونه ترکیبی دارد ؟
- از بچه های بومی شهرمان و تعدادی بازیکن باتجربه غیر بومی استفاده کرده ایم که مطمئنا در اینده بازیکنان جوان بوشهری پشتوانه محکمی برای فوتبال شهرمان خواهند شد  .
- گفته میشود که ممکن است مسابقه برگشت شما با تیم گهر زاگرس دورود در خرم اباد برگزار شود ، نظرتان چیست ؟
- تا کنون که چیزی به ما اعلام نشده ! اما هر کجای ایران برای ما مسابقه بگذارند ما آمادگی برگزاری مسابقه را داریم و برایمان فرقی نمی کند مسابقه در کجا برگزار شود .
- نظرتان در رابطه با شهرستان بروجرد چیست ؟
- از قول من بنویسید عالی ، استثنائی ، مردمی میهمان نواز و خوب ، شهری بسیار زیبا که تا کنون کمتر دیده ام ، اینقدر میهمان نواز هستند که با ما تاکنون به بهترین شکل همکاری نموده و حتی بهترین زمین شان را برای تمرینات به ما اختصاص داده اند ، باز هم می گویم این شهر و مردمش عالی و استثنائی هستند با آب و هوائی غیر قابل وصف !
- سپاس از اینکه وقت تان را در اختیار ما قرار دادید !
- منهم از شما و مردم خوب بروجرد سپاسگزارم .




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: ایران جوان بوشهر، گهر زاگرس دورود، بروجرد، مردم، فرهاد داودوندی، خرم آباد،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 توسط فرهاد داودوندی


بالاخره مسابقه تیم ملی فوتسال برزیل در 

خرم آباد و بروجرد برگزار شد یا نشد ؟

چند روزی است پیگیر خبرهای فوتسال تیم ملی برزیل نبوده ام ، تو را به خدا هر کسی خبر دارد مرا هم مطلع کند که ببینم بالاخره مسابقه تیم ملی فوتسال برزیل با تیمهای ایرانی در  خرم آباد و بروجرد در فروردین ماه برگزار شد یا نه ؟
 یادتان است دی ماه گذشته خبر زیر روی خبر خبرگزاری ها گذاشته شد ؟! بخاطر اینکه مدتی است نتایج تیم ملی فوتسال برزیل پیگیری نکرده ام ، اگر مسابقه با برزیل در لرستان برگزار شده ، هر کسی از نتیجه اش خبر دارد لطفا مرا هم آگاه سازد ، ثواب دارد !

##                                      ##                                  ##

این خبر 20 دی ماه 1390 در وبلاگها و نشریات استانی به چاپ رسید

فوتسال ایران برزیل  در لرستان

طی نامه ای رسمی   از هیئت فوتبال استان لرستان به فدراسیون فوتبال  جهت آمادگی  استان برای  برگزاری 2 مسابقه دوستانه  فوتسال بین تیم های ملی ایران و  تیم ملی  برزیل که  در فروردین ماه 1391  در دو شهر خرم آباد وبروجرد  دعوت به عمل آمد در صورت موافقت فدراسیون فوتبال قرار است تیم های ملی ایران و برزیل در سالن 4000 نفری خرم آباد و سالن 5000 نفری ولایت بروجرد  به مصاف یکدیگربروند که این خود برگ زرین و افتخار دیگری برای فوتبال لرستان می باشد 






طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: تیم ملی فوتسال برزیل، خرم آباد، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 31 فروردین 1391 توسط فرهاد داودوندی


در حریم فاطمیّه مرغ دل پر می‌زند        
ناله از مظلومی زهرای اطهر می‌زند
 
ایام فاطمیه بر دوست‌داران اهل بیت (ع) تسلیت باد
 
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حکایت پست و مقام !

آقای رضا جایدری - خرم آباد : آن‌چه مدت‌هاست ذهنم را مشغول كرده، جو حاكم بر ادارات و نهادهای دولتی لرستان است كه یا نشأت گرفته از طایفه‌بازی و قوم‌گرایی و یا بر اساس طیف‌ها و جریانات سیاسی، مدیرانی برای اداره‌ی بعضی از آن‌ها انتحاب و گزینش شده‌اند كه بدون شك در حد و اندازه‌ی آن صندلی و مقام نیستند.

پر واضح است كه مدیریت سیاست‌زده، عاری از نبوغ و هم‌چنین غیرمردمی بودن این اشخاص باعث شده ركود و پسرفت ناامیدكننده‌ای بر تعدادی از این‌ نهادها حاكم شود.

در این بین، لرستان مستعد كه از نظر منابع طبیعی و نیروی انسانی جزو مناطق ثروتمند ایران به شمار می‌رود، دست به گریبان محرومیتی خودخواسته شده و با معضلات عدیده‌ای از جمله فقر، بی‌كاری و نیز تحمیل نیروهای ناكارآمد در ادارت مواجه گردیده است.

سال گذشته در دو باری كه فرصت ملاقات و نشست خبری با دكتر دهمرده استاندار محترم لرستان میسر شد، این نكته را به سمع نظر ایشان رساندم و پیشنهاد دادم روال انتصاب مدیران دولتی استان قانونمند و تعریف شده گردد و زین پس حتماً از نامزدهای تصدی مدیریت در استان آزمون‌های مختلف علمی، تخصصی نیز در كنار سایر موارد انتخاب مدیران مد نظر قرار گیرد بلكه یك روز را هم در عرصه‌ی كاری و خدمت به هدر نداده باشیم.

در این فکرم که به زودی ملاقاتی با حجت‌الاسلام والمسلمین میرعمادی نیز داشته باشم و چند برنامه و راه‌كار در این زمینه پیشنهاد نماینم بلكه به یاری ایشان بتوانیم گامی مثبت در این زمینه برداریم.

انصافاً كسی كه بلد نیست با مردم سلام و علیك كند و همیشه مراجعین را به ساعت ۸ تا ۱۰ صبح دوشنبه جهت ملاقات حواله می‌دهد یا تمام كارنامه كاری‌اش در استخدام‌های پشت پرده اقوام و نزدیكانش خلاصه می‌شود، چگونه لیاقت ریاست بر بخشی از مجموعه‌ی مدیریتی یك استان را كه مردمش سال‌هاست تشنه‌ی نبوغ و فعالیت مدیریتی هستند، دارد؟!

برخی از مدیران ناكارآمد با توسل به حربه‌ی تملق و چاپلوسی نمایندگان مجلس و نیز مقامات ارشد استان، تا كنون ضعف‌های مدیریتی خود را پشت پرده‌ نهان كرده‌اند كه این مساله باعث نارضایتی مردم شده است.

به جاست هر چه زودتر فكری برای انتصاب مدیران دستگاه‌های اجرایی استان شود تا بیش از این از استان‌های توانمند در عرصه‌ی مدیریتی نظیر اصفهان، فارس و تهران عقب نمانیم.

برخی از مدیران لرستان چنان صندلی مدیریت را دو دستی چسبیده‌اند كه گویی قرار است در سفر آخرت نیز آن را به همراه ببرند. مولی‌الموحدین حضرت علی علیه السلام حق مطلب را به خوبی در این مورد ادا فرموده‌اند: «پست و مقام اگر ماندنی بود، هرگز به شما نمی‌رسید»

ما تاریخ‌نگاران و روزنامه‌نگاران لرستانی وظیفه داریم علاوه بر ذكر خدمات افراد مردمی و عادل در عرصه‌ی مدیریتی، هر گونه سهل‌انگاری و كارهای ناشایست كسانی را كه در حد و قواره‌ی پست و مسوولیتی نیستند و با روش‌های گوناگون آن را كسب می‌كنند بدون این كه توجه داشته باشند ممكن است چه ضربه‌ای به مردم استان‌شان بزنند، برای آیندگان ثبت و ضبط نماییم.

حدیث نیک و بد ما نوشته خواهد شد              زمانه را سندی و دفتری و دیوانی است

این گونه نیست كه بتوان پست و مقامی كسب كرد و بعدها پاسخ‌گوی كسی نبود! چه زیبا گفته‌اند: «وقتی كه در حال بالا رفتن هستی با مردم به مهربانی مدارا كن چون وقتی در حال سقوط هستی باید از كنار همین مردم عبور كنی!» مدیری كه فردا یا پس فردا از پستش كنار می‌رود باید متوجه باشد در آینده باز هم سر و كارش با مردم در اجتماع و در همین ادارات خواهد افتاد ...

 

حكایت پست و مقام!

آورده‌اند روزی «شاه عباس صفوی» رجال کشور را به ضیافت شاهانه مهمان کرد و دستور داد تا در سر قلیان‌ها به جای تنباکو، از سرگین اسب استفاده نمایند!

مهمان‌ها مشغول کشیدن قلیان شدند و دود و بوی پهنِ اسب فضا را پر کرد، اما رجال - از بیم ناراحتی‌ شاه - پشت سر هم بر نی قلیان پُک‌های عمیق زده و با احساس رضایت، دودش را هوا می‌دادند! گویی در عمرشان، قلیان و تنباکویی به آن خوبی‌ نکشیده‌اند!

شاه رو به آنها کرده و گفت: «سر قلیان‌ها با بهترین تنباکو پر شده‌اند، آن را حاکم همدان برای‌مان فرستاده است »

همه از تنباکو و عطر آن تعریف کرده و گفتند: « به راستی تنباکویی بهتر از این نمی‌توان یافت»

شاه به رئیس نگهبانان دربار - که پک‌های بسیار عمیقی به قلیان می‌زد- گفت: « تنباکویش چطور است؟»

رئیس نگهبانان گفت: «به سر اعلی‌حضرت قسم، پنجاه سال است که قلیان می‌کشم، اما تنباکویی به این عطر و مزه ندیده‌ام!»

شاه با تحقیر به آنها نگاهی‌ کرد و گفت: « مرده‌شوی‌تان ببرد که به خاطر حفظ  پست و مقام، حاضرید به جای تنباکو، پِهِن اسب بکشید و بَه‌‌‌ بَه‌‌‌‌‌‌ و چَه چَه کنید ... »





برچسب ها: رضا جایدری، خرم آباد، طایفه بازی، قوم گرائی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 16 فروردین 1391 توسط فرهاد داودوندی


مسابقات ورزشی دانش آموزان استثنائی لرستان
 در بروجرد
از امروز 15 اسفند 1390 مسابقات ورزشی دانش آموزان استثنائی لرستان در محل مرکز آموزش مهارتهای حرفه ای نیکان بروجرد آغاز گردید . این مسابقات به مدت سه روز برگزار خواهد گردید . برنامه مسابقات به شرح زیر است :
15 اسفند مسابقات گروه کم توان ذهنی ( آهسته گام )
16 اسفند مسابقات ناشنوایان ( پسران )
17 اسفند مسابقات ( دختران ) والیبال ، دو و میدانی
در روز اول تیمهای فوتسال نیکان بروجرد ، تلاش خرم آباد ، همین الیگودرز و ابوعلی سینا خرم آباد در رشته فوتسال ، دو و میدانی و پینگ پنگ  به رقابت پرداختند .
نتایج کامل مسابقات با هماهنگی با آقای فلاح مدیریت محترم مرکز در خاتمه مسابقات در همین سایت 

رضا جایدری : مسوول روابط عمومی آموزش و پرورش اسثنایی لرستان گفت: مسابقات ورزشی دانش‌آموزان با نیازهای ویژه استان در گروه کم‌توان ذهنی با شرکت 78 ورزشکار در مجموعه ورزشی نیکان بورجرد برگزار شد.

فریدون رحیمی گفت: در مسابقات فوتسال تیم‌های مرکز ابوعلی سینا خرم‌آباد، نیکان بروجرد و امین الیگودرز اول تا سوم شدند.
وی در ادامه اظهار داشت: در مسابقات تنیس روی میز، رضا علی‌پناهیان از مرکز ابوعلی‌سینا خرم‌آباد و سعید دریکوند از مرکز استثنایی تلاش خرم‌آباد اول و دوم شدند و محمد سلیمانی از مرکز احیا بروجرد و سید مهدی شاهنشاهی‌وند از ابوعلی سینا خرم‌آباد مشترکاً در رده سوم قرار گرفتند.
رحیمی افزود: در مواد مختلف مسابقات دو و میدانی، رشید رنگین‌کار، وحید ولی‌پوری، علی‌رضا بیرانوند، محمدرضا سلیمانی، احمد گودرزی و مصطفی مقدسی صاحب عناوین اول شدند.
وی در پایان بیان کرد: در مسابقات گوی‌رانی و در بخش سندروم داون، سعید کبودیان‌رباطی و علی خردمندی هر دو از مرکز تلاش خرم‌آباد و در بخش چند معلولیتی نیز امیرحسین خباز و مسعود رشنه‌ای هر دو از مرکز نیکان بروجرد به عنوان نفرات برتر شناخته شدند





طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: دانش آموزان استثنائی، لرستان، بروجرد، خرم آباد، الیگودرز، کم توان ذهنی، مرکز آموزش مهارتهای حرفه ای نیکان بروجرد، مسعود رشنه ای،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 15 اسفند 1390 توسط فرهاد داودوندی

فرهنگ پاسخ گوئی !!!

بنقل از وبلاگ گفتگو لر ( آقای شهرام شرفی )

پنجشنبه صبح تصمیم گرفتم برای تغییر کدپستی منزلم به مخابرات خرم‌آباد مراجعه کنم. قبض‌های تلفن همراه مدتی است اشتباهی به کوچه‌های اطراف می‌روند و در آن‌جاها توزیع می‌شوند. پی‌گیر شدم و گفتند چون کدپستی‌ات عوض شده باید کد پستی جدید را به شرکت مخابرات اطلاع بدهی. به همین خاطر به خیابان بعثت رفتم و یکی از کارمندان آن‌جا گفت:«باید به دفاتر خدمات پستی مراجعه کنی.» من هم به خیابان انقلاب رفتم و کارمند دفتر خدمات ارتباطی آن‌جا گفت:« به من مربوط نیست؛ باید به مخابرات بروید.» گفتم:« به مخابرات رفته‌ام.» گفت:« پس برو خیابان شریعتی، اداره‌ی تجزیه و مبادلات اداره‌ی پست.» من هم که خودرو ندارم ( به دلیل فقرمضاعف‌مالی ) به خیابان شریعتی رفتم و به قسمت میزخدمت این اداره مراجعه نمودم و گفتند:« به ما مربوط نیست و باید به مخابرات بروی». گفتم:« من شده‌ام توپ‌بازی شما، بالاخره کجا باید بروم؟» گفت:« برو روابط عمومی، آن‌ها بهتر می‌دانند.» من هم که صبور و قانون‌مند هستم از راه و طرق قانونی بدنبال خواسته‌هایم بودم و روابط عمومی هم گفت:« برو اداره‌ی پست میدان کیو که به آن‌ها مربوط است.» دوباره سوار بر ماشین‌های عبوری شدم و به پست کیو رفتم. آن‌جا نیز گفتند:« تلفن ثابت به ما ارتباط دارد و تلفن همراه را باید از خیابان بعثت پی‌گیری کنی.» گفتم:« برای شفای عاجل همه‌ی بیماران، آرزوی سلامتی می‌کنم!» همه خندیدند و  یکی از این دوستان که خوش‌روتر بود گفت:« فکر نمی‌کنم مخابرات هم بهت پاسخ بده» باید بروی دفتر خدمات ارتباطی! من هم از این دوستان خدمت‌گزار خداحافظی کردم و به دفتر خدمات ارتباطی میدان امام حسین(ع)- نه دفتر قبلی- رفتم و داستان خود را تعریف کردم. گفتند:« اشتباهی راهنمایی شده‌ای برو قبض را پرداخت کن و برگردد تا کدپستی‌ات را عوض کنیم.» ساعت 1 ظهر بود و من ساعت 8 صبح بیرون زده بودم. خوشحال شدم و به منزل برگشتم.   

  : توضییح سایت شخصی فرهاد داودوندی

وقتی مطلب بالا را خواندم که در خرم آباد برای یک تعویض آدرس پستی اینقدر باید اینطرف آنطرف رفت ، خیلی تعجب نمودم! و بسیار خوشحال شدم که در شهر ما بروجرد از این خبر ها نیست و اگر ساعت هشت  برای کاری اداری که پیش خودت فکر می کنی 5 دقیقه طول می کشد همان ساعت 8 صبح از منزل بیرون بروی لازم نیست تا ساعت یک ظهر از این طرف شهر به آنطرف شهر بروی  ! زیرا اینجا در همان آدرس اول اصلا کارمند مورد نظر را پیدا نمی کنی که بخواهد آدرس مکان بعدی را به تو بدهد !!!  و تا ظهر اینقدر در جای خودت درجا می زنی که علف زیر پایت سبز می شود ! آهان تازه یادم افتاد ، اگر کارمند مورد نظر پیدایش بشود یا برق نیست یا اگر برق باشد ، ویندوز کامپیوترش بالا نمی آید  تا شروع به فعالیت روزانه بنماید    





طبقه بندی: هنری،  اجتماعی، 
برچسب ها: شهرام شرفی، فرهاد داودوندی، فرهنگ پاسخگوئی، خرم آباد، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 29 بهمن 1390 توسط فرهاد داودوندی

جوابیه ای به رسم ادب برای رضا جایدری

فرهاد داودوندی - بروجرد :

آقا رضا جایدری عزیز !
قبل از هر چیز باید بگویم چند روزی است چنان افکار گوناگون به ذهنم فشار می آورند که فکر می کنم اگر بخواهم همه  این افکار را در رابطه با توزیع نشریات لرستان در بروجرد برایتان بنویسم زیاد از این شاخه به آن شاخه بپرم ، هر چند که می دانم همین متن زیر هم از این امر مستثنی نبوده و حتما جسته و گریخته از هر دری سخنی در آن یافت خواهد شد ! دو سه روز است که با دیدن نشریات چاپ استان که در گوشه انبار ترمینال بروجرد خاک می خورند بسیار آشفته شده بودم ! چند روز پیش صبح زود عزمم را جزم نمودم و برای اینکه خط پایانی بر اینگونه کفران نعمت نمودن در عرصه مطبوعات بکشم ، با دوربین به سراغ نشریات مختلف رفتم و در میان بهت و حیرت مسئولین انبار از نشریات زیر گرد و خاک چندین عکس انداختم و سپس آنها را در روی سایت شخصی ام قرار دادم ، مطمئن بودم که رضا جایدری اگر اولین نفر نباشد حتما دومین نفر خواهد بود که عکس العمل نشان خواهد داد ! هر چند که بازهم اولین نفر بودی ! بارها گفته ام یک ورزشی نویس وقتی عصبانی میشود کلمات پشت سرهم و بدون توقف به ذهنش هجوم می آورند ! خوشحال هستم که توانسته ام  با در معرض دید قرار دادن عکسها باعث بشوم که جنابعالی و افرادی به مانند شما ، کلماتی را که مدتها بود در ذهن داشتند و بهانه ای برای بیانش نبود را به روی دایره ریختید ! زیرا  مطبوعات ورزشی و بخصوص جامعه مطبوعاتی ورزشی در استان ما به شدت به چنین بی پروا سخن گفتن احتیاج دارند !
آقا رضای عزیز !
راستی هیچ تا کنون اندیشیده ایم  که چرا تا چند سال پیش ، تیمهای ورزشی بروجرد هر وقت به خرم آباد می رفتند کتک خورده بر می گشتند و تیمهای خرم ابادی هم هر گاه به بروجرد می آمدند با مشکل جدی مواجه میشدند ؟! تا کنون از خود پرسیده ایم که چه اتفاقی افتاده که در این چند سال اخیر  خوشبختانه چنین اتفاقات ناگواری در عرصه ورزش استان ما اتفاق نیفتاده و یا احیانا هم اگر بوده در حد درگیری لفظی جزئی بوده است ؟! چند هفته پیش که مسابقه شهرداری بروجرد با دارتاک  در زمین شهرداری بروجرد برگزار می گردید ، خیلی لذت بردم که من بروجردی همراه با دوست بسیار عزیزم محمود داودی نژاد خرم آبادی در کنار هم 90 دقیقه مسابقه ای را دیدیم و در رابطه با آن سخنها گفتیم بدون اینکه سر سوزنی تعصب نابه جای تیم شهر خودمان را بکشیم ! بعد از باخت تیم شهرداری بروجرد نیز بلافاصله متنی نوشتم و در آن اشاره نمودم که  فوتبال لرستان پیروز این میدان بود !
اقا رضا جایدری عزیز !
 میدانی چرا نوشتم فوتبال لرستان پیروز این میدان بود ؟! اعتراف می کنم که نسل جدید ورزشی نویسان لرستانی شامل برو بچه های بسیار دوست داشتنی خرم آبادی ، دورودی ، بروجردی و ..... چنان بر ورزش استان سایه انداخته اند که هیچ مسئول ورزشی و یا بازیکنی  دیگر به مانند سالیان قبل جرات نمی کند بخاطر زیر ذره بین بودن توسط ورزشی نویسان استان ، پایش را از راه درست بیرون بگذارد !
 آقا رضای  دوست داشتنی !
  زحمات تک تک ورزشی نویسان در سطح لرستان در حال به بار نشستن است ، میدانی چرا ؟ زیرا مردم خوب و فهیم لرستان و بخصوص بروجردی ها تشنه نشریات استان و شهر خودشان می باشند ، مطمئن باش اگر علاقه مردم فهیم بروجرد به روزنامه خواندن نبود ، اینهمه نشریه در این مدت در بروجرد و لرستان مجوز نشر نمی گرفتند ! پس خوشحال باشیم که ثمره زحمات شما  ودوستان عزیزتان در نشریات لرستان که صفحاتی را به ورزش بروجرد اختصاص داده اید در حال به ثمر نشستن است ! همانگونه که مطالب ورزشی ما ورزشی نویسان بروجردی  باعث گردیده مسئولین ورزشی استان خود را مکلف به جوابگوئی بدانند !
رضا جایدری عزیز ، دوست نادیده اما بسیار دوست داشتنی ام !
خوشبختانه نسل جدید ورزشی نویسان لرستانی حداقل در حیطه تخصصی و ورزشی خود ، سدهای قوم و قوم بازیهای کاذب را شکسته اند ! هر کدام از آنها جای جای استان را زادگاه خود می دانند و دیگر نمی توانند نسبت به مثلا پیروزی و یا ناکامی تیم گهر زاگرس دورود ، داتیس خرم آباد، شهرداری بروجرد و یا دارتاک لرستان بی تفاوت باشند . ثمره دست در دست هم دادن ورزشی نویسان لرستانی در حال به ثمر نشستن است و تمام کسانیکه می خواهند با تفکر تفرقه انداختن بین قومیت ها ، کشتی به گل نشسته شان را تکانی بدهند ، چند سالی  است که با جدیت ورزشی نویسان لرستانی  ، راه به جائی نبرده و در آینده هم نخواهند برد ! باید بگویم بعنوان یک علاقمند به نشریات استان ، از زحماتی که مسئولین و دست اندرکاران نشریات مختلف در خرم آباد و بروجرد برای به زیر چاپ بردن می کشند کاملا آگاهم !  و نیز می دانم که در این راه بعضی وقتها حتی باید از خرج زندگی روزمره خود زد تا بتوان نشریه ای را که از صمیم قبل دوست داری سر پا نگه داری !  اما خودت خوب می دانی که چاره ای نیست و باید برای به زیر چاپ بردن رویدادهای ورزشی دیارمان هزینه اش را هم پرداخت .
 آقا رضا
دو سه بار به مسئولین بعضی نشریات مختلف در استان زنگ زده ام و از آنها خواسته ام بگویند چرا نشریاتشان در بروجرد  توزیع نمیشود ! جوابشان این بود که توزیع میشود و در مقابل سر سختی من که مدعی بودم توزیع نشده ، می گویند رسیدگی خواهیم کرد و خبرش را به تو خواهیم داد ! اما اگر به شما زنگ ده اند به منهم زنگ زده اند !!!!! در اینجا باید یک انتقاد دوستانه نیز از مسئولین نشر اینگونه نشریات بنمایم ! هر هفته یک شماره  از نشریه شان را سر و سامان می دهند و روانه دکه های مطبوعات در سطح استان می نمایند ، بدون اینکه پیگیر اتفاقات بعدی برای نشریه خودشان باشند ! من در تعجبم که چرا این دوستان حداقل با یک تلفن جویای حال توزیع نشریه شان در بروجرد نمیشوند ؟! حداقل می توانند  با یک تماس تلفنی با افرادی به مانند اینجانب در جریان رویدادهای پیش آمده برای هفته نامه شان در شهر ما باشند .
آقا رضا جایدری عزیز
 سخن به درازا کشید ، باید قبول کنیم که مردم خوب و فهیم بروجرد به مانند مردم دیگر شهر ها از خواندن روزنامه های متنوع  استقبال می نمایند ، اما لازم است مسئولین نشریات مختلف در استان با یک هماهنگی بیشتر و دسته جمعی در رابطه با توزیع نشریاتشان در بروجرد به یک راهکار اساسی دست پیدا نمایند .
 آقا رضا جایدری عزیز
 بسیار مایلم که در ادامه بیشتر به این موضوع بپردازم ، اما مطمئنم که سخنانم پراکنده گوئی خواهد شد و از حوصله شما خارج ! در اولین دیدار بیشتر با هم صحبت خواهیم نمود . برای شما و همه مسئولین نشریات مختلف استان لرستان بدون استثناء آرزوی موفقیت دارم . اگر نتوانستم بخوبی در متن بالا مطلب را برسانم ، پوزش مرا بپذیر !




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: جوابیه، رضا جایدری، فرهاد داودوندی، بروجرد، خرم آباد، محمود داودی نژاد،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 16 بهمن 1390 توسط فرهاد داودوندی
یک نمایشنامه واقعی در رابطه با

خرم آباد بروجرد
 
تقدیم به همه کسانیکه عینک بدبینی بر چشمانشان است

این ماجرا برای خود من ( فرهاد داودوندی ) پیش آمده است !

فرهاد داودوندی - بروجرد : چندین و چند سال پیش برای انجام کاری گذرم به خرم آباد خورد ، راستش با توجه به اینکه بار اول بود می رفتم خرم آباد ، تا برسم به آن شهر پیش خودم هزار جور فکر می کردم که الان که بروم آنجا و بروجردی صحبت کنم ، حتما شروع خواهند کرد به جوک گفتن علیه بروجردی ها ! پس بهتر است منهم چند تا جوک دست اول در آستین داشته باشم که تا گفتند ، منهم جوابشان را بگویم ! رفتم و کارم انجام گرفت اما نه کسی به من حرفی زد و نه لازم شد من با حالت هجومی ، جوکهائی علیه آنها بگویم ! از آن اداره که بیرون آمدم سراغ یک کتابفروشی در خرم آباد را از یکی دو نفر پرسیدم ، جوانی حدودا سی ساله که از طرز لباس های تنش میشد حدس زد بقول امروزی ها از افراد مرفه جامعه نیست ، به من گفت : فلان کتابفروشی را می خواهی ؟ گفتم آره ! گفت اتفاقا مسیر منهم همان طرف است ! تاکسی گرفت و باتفاق راهی آدرسی شدیم که کتابفروشی در آن خیابان بود ! توی ذهن خودم هزار جور فکر کردم ، نکند می خواهد مرا تیغ بزند ؟ اگر  وقتی رسیدیم  طلب پول کرد و خواست مرا سرکیسه کند چه بگویم ؟  خلاصه ، سرتان را درد نیاورم به کتابفروشی مورد نظر که اگر اشتباه نکنم فکر می کنم نزدیک آموزش پرورش خرم آباد بود که رسیدیم ، کرایه هر دوی مان را با اصرار زیاد حساب کرد ! و سپس قصد خداحافظی داشت که با شرمندگی تمام مقداری پول جلویش گرفتم و گفتم می خوام از خجالتت در بیام ، که تا اینجا مرا راهنمائی کردی ! لبخندی زد و با ته لهجه خرم آبادی فارسی ، گفت فهمیدم بروجردی هستی و اینجا را نمی شناسی گفتم بیایم راه را نشانت بدهم  ، راستش  همان جائی که دیدمتان ،  برای کاری واجب با دوستی قرار دارم و دوباره باید به همان جائی که بودم برگردم ، وگرنه بیشتر در خدمتت می ماندم  ! در ضمن منکه برای پول کمک تو نکردم ! عشقم کشید به یک هم استانی بروجردی ام کمک کنم ، خداحافظ ! و سوار تاکسی شد و رفت  ! فکر نمی کنم بتوانید قیافه بسیار متعجب  و شرمنده مرا متصور شوید ! حالت درونی مرا نیز در آن لحظه نمی توانید دریابید ! در تعجب بودم که این دیگر چجورش بود ، نه مرا دست انداخت ، نه جوکی علیه بروجردی ها گفت ! و نه با حالت تمسخر همشهریان مرا مسخره نمود ! از آن مهمتر اینکه مانند کسیکه درمانده باشد با خودم کلنجار می رفتم که جوک هائی را که آماده نموده بودم در جواب جوکهای آنان علیه خرم آبادی ها بگویم را باید برای چه کسی بیان نمایم ؟!
 حالا که چندین سال از آن تاریخ می گذرد از قیافه آن هموطن لرستانی خرم آبادی ام یک تصویر غیر شفاف در ذهنم مانده ، اما راه و رسم پیشداوری مرا به یک هم استانی و  بخصوص یک خرم آبادی درهم کوبید و از نو ساخت ! نمی دانم نامش چه بود و چه کاره بود ، شاید نامش آقای بهاری ، رضا طولابی ، محمود داودی نژاد ، وحید کاظمی ذهابی ، سید احمدموسوی و شاید هم رضا جایدری بود ! به هر حال هر که بود و هر کجا هست خدا یارش باد که درس بزرگی در زندگی به من نشان داد ! فقط اگر یک روزی آن شخص را دیدید ، از طرف من به او بگوئید که فلانی بعد از رساندن سلام ، گفته از همان روز جوکهای علیه قومیت  ها را از ذهنم کاملا پاک نمودم و با خودم عهد نمودم  اگر قرار است بخندم ، به افکار نژاد پرستانه و تاریخ مصرف گذشته  عده ای که می خواهند بین مردم خوب و فهیم ایران و لرستان را تفرقه بیندازند بخندم !  آره ، به افکار پوچ و بی اساس آنان می خندم  ، نه به هموطنان خونگرم ایرانی و بخصوص لرستانی خودم !





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: یک داستان واقعی، خرم آباد، بروجرد، سالها پیش، بهاری، رضا طولابی، محمود داودی نژاد، وحید کاظمی ذهابی، سید احمدموسوی، رضا جایدری، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 17 بهمن 1390 توسط فرهاد داودوندی

از راست : مهدی میرزایی خبرنگار بروجردی لرستان ورزشی ، علی محمد قادریان سرپرست تربیت یزد،داود مهابادی مربی گهر زاگرس دورود ، فرهاد داودوندی روزنامه نگار و منتقد ورزشی

یادی از یك دوست بامعرفت بروجردی

رضا جایدری - خرم آباد : نمی‌دانم شما هم موافقید یا نه كه: هر كسی را نمی‌توان دوست نامید! آنتونی رابینز چقدر زیبا در قالب یك جمله گفته: «پیش از آن كه كسی را برادر بنامید، باید همچون یك برادر رفتار كرده باشد» فكر می‌كنم در مورد دوست نیز چنین باشد ...

دوستی درجه‌های مختلفی دارد كه با هر كس تا درجه‌ای معین می‌توان پیش رفت. به شخصه، اولین برخورد در دوستی‌ها و آشنایی‌ها را  به خاطر می‌سپارم و مد نظر قرار می‌دهم. از نظر من صادقانه‌‌ترین برخورد، همان برخورد اول است!

این‌ها را نوشتم تا بهانه‌ای بیابم برای تشكر از یك دوست با معرفت بروجردی: آقای مهدی میرزایی.

به یاد دارم فروردین سال ۱۳۸۵ زلزله‌ای در خرم‌آباد رخ داد. برای پیدا كردن اطلاعات این زلزله در اینترنت به جستجو پرداختم. در یكی از وبلاگ‌ها به اطلاعات جامعی پیرامون زلزله‌های یك قرن اخیر در لرستان برخورد كردم كه نویسنده آن همین آقا مهدی میرزایی گل گلاب بود.

برای ایشان در قسمت نظرات وبلاگ یادداشتی به منظور تشكر نوشتم و پس از چند دید و بازدید وبلاگی، مشتری هم شدیم و شماره موبایل رد و بدل كردیم و اگر چه هیچ‌گاه موفق به دیدار یك‌دیگر از نزدیك نشده بودیم اما معمولاً از طریق پیامك با هم ارتباط داشتیم.

تابستان سال ۱۳۸۸ به اتفاق برخی دوستان اقدام به انتشار نشریه لرستان ورزشی نمودیم. هدف‌مان این بود كه نشریه به مصداق نامش، رویدادهای ورزشی كل استان را پوشش دهد و فقط خرم‌آباد ورزشی نباشد.

با توجه به محدودیت‌های موجود از جمله تخصصی بودن نشریه و نیز دست خالی بودن بچه‌ها، به صورت ابتكاری از طریق یادداشت نهادن در وبلاگ‌های ورزشی شهرستان‌ها و یا از طریق معرفی برخی دوستان، افرادی را برای همكاری جذب كردیم. اگر چه خبرنگار و روزنامه‌نگار نبودند یعنی با اصول تنظیم خبر و یا نوشتن یادداشت و مقاله آشنایی نداشتند، اما انصافاً جور برخی خبرنگاران پول‌پرست شهرشان را كشیدند و امروزه، هر آن‌چه در آرشیو ورزشی نشریات استان باقی است، به همت این دوستان صورت گرفته است.

بازگردم سراغ حکایت آشنایی من با آقا مهدی عزیز: اخبار ورزشی بروجرد را مدام از وبلاگ آقای حسین‌ زنده‌دلی پوشش می‌دادیم و پس از مدتی نیز عمو فرهاد داودوندی از طریق ایمیل، ستون‌نویس ثابت نشریه شد، اما هنوز در بخش مصاحبه برای شهرستان بروجرد نواقصی به چشم می‌خورد كه این آقا مهدی بامعرفت، ساده و بی‌تكلف فرمود: هر كمكی از دستم برآید در این زمینه انجام می‌دهم.

این دوست با معرفت و البته بسیار مؤدب و محجوب هر هفته با دوربین عكاسی دیجیتالش به سراغ پیشكسوتان و ورزشكاران بروجردی می‌رفت و با وجودی گرفتاری‌های شغلی و شخصی، ضمن هزینه كردن در این راه، آن‌ها را هر طور شده به ما می‌رساند و در حقیقت آن‌چه امروز در آرشیو نشریه موجود است، همت و غیرت آقا مهدی است كه افتخار بروجرد در این عرصه به شمار می‌رود. (آدرس نشریه و فایل‌های پی‌دی‌اف http://lorestanvarzeshi.persianblog.ir كلیك كنید) حتا چند شماره هم به اتفاق دوست خوبم حسین زنده‌دلی زحمت توزیع نشریه را در بروجرد متقبل شد.

البته امروزه تعداد خبرنگاران و وبلاگ‌نویسان ورزشی شهرهای استان افزایش قابل ملاحظه‌ای یافته و به حمدالله چندان خلائی در این زمینه احساس نمی‌شود.

جا دارد به این نكته اشاره كنم كه گستره‌ی توزیع دو نشریه قدیمی بروجرد یعنی فرهنگ و پیغام تنها به دكه‌های مطبوعاتی این شهر محدود می‌شود و متأسفانه در سایر شهرهای استان توزیع نمی‌شوند، لذا برد و دامنه‌ی محدودی دارند، اما نشریه سفیر قلم(بروجرد) در خرم‌آباد و اكثر شهرهای لرستان توزیع می‌شود و این فرصت را به دیگران می‌دهد كه با نوشته‌های اصحاب قلم این شهر آشنا شوند.

به پاس ارادتی كه خدمت دوستان بروجردی دارم و با توجه به این كه ۴ سال از بهترین‌ سال‌های جوانی‌ام (دوره دانشجویی) در این شهر گذرانده‌ام، سعی می‌كنم همواره نوشته‌های روزنامه‌نگاران ورشی بروجرد را در نشریات پرتیراژ استان كه گستره‌ی توزیع بالاتری دارند پوشش دهم بلكه این نقیصه به نوعی برطرف شود.

باز هم از دوست خوب و با معرفتم آقا مهدی میرزایی كه هنوز هم محبت نموده و با ما در ارتباط است تشكر نموده و از خداوند متعال توفیق و بهروزی وی و خانواده‌اش را خواهانم. این دو عكس زیبا را كه تابستان ۱۳۸۶ از بروجرد گرفتم به ایشان و خبرنگاران زحمتكش بروجرد تقدیم می‌كنم(برای دست‌یابی به سایز بزرگ‌، روی عكس‌ها كلیك كنید):






طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: مهدی کیرزائی خبرنگار بروجردی، مهدی میرزائی، رضا جایدری، بامعرفت، بروجرد، بروجردی، خرم آباد، داود مهابادی، گهر زاگرس دورود،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 13 بهمن 1390 توسط فرهاد داودوندی


هفته نامه شهاب آسمانی لرستان در بروجرد


با توجه به  لطف یک دوست بسیار عزیز در خرم آباد ، متوجه شدم که مسئولین نشریه وزین شهاب آسمانی محبت نموده و از مطالب اینجانب ( فرهاد داودوندی ) در هفته نامه شان به چاپ رسانده اند . برای دست اندرکاران این نشریه آرزوی موفقیت دارم . ضمنا این نشریه را در بروجرد می توانید از دکه های روزنامه فروشی تهیه نمائید .




طبقه بندی: نشریات، 
برچسب ها: نشریات استان لرستان، شهاب اسمانی، هفته نامه شهاب آسمانی، فرهاد داودوندی، خرم آباد،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 13 بهمن 1390 توسط فرهاد داودوندی

از چپ : اکبر میثاقیان سرمربی تیم آلمینیوم هرمزگان ، فرهاد داودوندی
اردوی فصل آینده آلمینیوم هرمزگان را به بروجرد خواهیم آورد
امشب 6 بهمن 1390 با اکبر میثاقیان سرمربی مشهور تیمهای فوتبال ایران و مربی حال حاضر آلمینیوم هرمزگان گفتگو می نمودم . متعجب بود که چرا لرستان در لیگ برتر تیم ندارد ! از شرایط آب و هوائی لرستان و اینکه ایویچ آب و هوای بروجرد را با اروپا مقایسه نموده بود گفت ، وی معتقد بود برای حضور موفق در لیگ دسته اول فوتبال کشور باید دو میلیارد تومان هزینه نمود ، از اینکه گهر زاگرس دورود توانسته بدون هیچ امکاناتی در لیگ دسته اول کشور اینهمه شگفتی بیافریند بسیار متعجب بود ! بازی مقابل تیم دورود را یکی از بازیهای بسیار سخت تیمش می دانست ! از میهمان نوازی بروجردی ها خیلی راضی بود و اینکه حتما اردوی سال آینده آلمینیوم هرمزگان را به بروجرد خواهند آورد سخن گفت  . از مرحوم ناصر میرزائی به نیکی یاد نمود و از فوتبال سالیان نه چندان دور خرم آباد خاطرات خوبی داشت .




طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: آلمینیوم هرمزگان، لرستان، اکبر میثاقیان، بروجرد، خرم آباد، ناصر میرزائی، ایویچ، فوتبال لرستان، لیگ برتر فوتبال، دو میلیارد تومان، گهر زاگرس دورود،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 7 بهمن 1390 توسط فرهاد داودوندی
سپاس از آقای رضا طولابی
( جوابیه ای به آقای سینا احدی )
سلام بر دوست و همکار ارجمندم آقا فرهاد عزیز در خصوص این جوابیه ی آقای سینا احدی چند نکته رو قابل ذکر میدانم که خدمت شما و هم استانی های محترم ارائه میکنم : 1- خواهشا این بحث خرم آبادی و بروجردی رو تموم کنید دنیا تبدیل به دهکده ی جهانی شده و مرزها برداشته شدن - دنیا به سرعت نور در حال پیشرفت و رشد در تمام زمینه هاست ولی ما درگیر قومیت و ... 2- من به عنوان کسی که 8 دوره در مسابقات قهرمانی کشور در رده های نوجوانان - جوانان و امید لرستان به همراه لرستان شرکت کردم در هر دوره ی اعزام چند بازیکن شایسته و خوب بروجردی در تیم منتخب لرستان عضویت داشتند - هیچ مربی در هیچ تیمی از بازیکن خوب و تاثیر گذار چشم پوشی نمیکند اگر بازیکنان بروجردی توانایی و لیاقت حضور در تیم منتخب را داشته اند بدون تردید انتخاب شده اند به طور مثال در مسابقات قهرمانی امیدهای کشور در سال 79 در شهر آبادان کاپیتان تیم ما محسن دیناروند بازیکن محجوب و با کیفیت بروجردی بود و مثال هایی این چنین فراوان است که متاسفانه برخی به دلیل عدم آگاهی و اطلاعات درست با اظهار نظرهای نسنجیده درصدد تخریب و یا ایجاد فاصله بین مردم شریف بروجرد و خرم آباد هستند - امیدوارم با تغییر نگرشمان نسبت به هم با مهربانی و عطوفت بیشتری بنگریم - ما قبل از اینکه خرم آبادی یا بروجردی و یا .... باشیم باید انسان باشیم .




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: رضا طولابی، بروجرد، سینا احدی، خرم آباد، ورزش بروجرد، ورزش لرستان،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 دی 1390 توسط فرهاد داودوندی
جوابیه آقای وحید كاظمی ذهابی به آقای سینا احدی
vahidkazemizahabi@gmail.com
جناب آقای سینا احدی من هم به شما خسته نباشید میگم. بنده به خاطر اینكه دوران دانشجوییم رو اونجا گذروندم برخلاف شما با شهر شمابروجرد و مردمان اون آشنایی كامل دارم. جهت استحضار جنابعالی باید عرض كنم بنده دبیر ورزشی روزنامه استانی آفتاب لرستان هستم دارم. اگر شما تلنگری به روزنامه ما زده باشید متوجه میشید كه بنده همواره از بروجرد و ورزشكاران اون به نیكی یاد كردم. خود من هر شماره از تیم شهرداری بروجرد مطالبی در راستای تشویق و حمایت می نویسم. می تونی روزنامه ما رو كه در بروجرد هم توزیع می شه بخونی و یا از خود كادر فنی تیم شهرتون بپرسی!البته در مورد سایر رشته های ورزشی همین كارو كردم كه اگه خواستی مثال می زنم.در خصوص بحث دلال بازی و جانب گرایی در مركز استان باید عرض كنم اگر این چنین می بود چطور شهرداری قهرمان لیگ استان می شه تا الان در دسته سوم كشور حضور داشته باشه؟یعنی اگر بحث جانب گرایی بود اینا نمی تونستن نذارن شهرداری بره بالا؟ یا این كه چطور شد تیم فوتسال پولادگسترش بروجرد به لیگ دسته دو كشور صعود كرد آیا به جز با حمایتهای كمیته فوتسال و شخص آقای عزیز سلیمانی بود؟ شما می تونید از خود آقای كردی رئیس هیات فوتبال بروجرد یا مسئولان این تیمها بپرسید!از شما و سایر دوستانی كه به این سایت دسترسی دارید انتظار دارم به جای این بحثهای تنش زا به فكر ایده هایی برای ارتقا ورزش در استان باشید.البته حق مسلم شماست كه برای زادگاهتان ارزش ویژه قائل شوید وبایداین تعصب را شدید تر كرد اما حداقل بدون آگاهی دیگران را محكوم نكنیم. من فكر می كنم همین دیدگاههای تفرقه برانگیز بوده كه در طول سالها باعث محروم ماندن استان لرستان شده اند.در خصوص آقای داودوندی هم باید یادآور شوم بنده ایشان را چند سالی هست كه می شناسم به ویژه زمانی كه صفحه مربوط به بروجردو تو نشریه لرستان ورزشی می نوشتن خدا وكیلی آقا فرهاد با این فعالیت رسانه ایش ورزش بروجرد رو تو این چند سال به همه معرفی كرده.آقا فرهاد ممنونم كه مطلب منو تو صفحه اصی زدی. http://vahidkazemizahabi.blogfa.com




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: جوابیه آقای وحید كاظمی ذهابی به آقای سینا احدی، بروجرد، لرستان، خرم آباد، ورزش لرستان،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 دی 1390 توسط فرهاد داودوندی

مرحوم رضا کاروان پیشکسوت نامی تاریخ ورزش لرستان نفر اول ایستاده از راست
مرحوم رضا کاروان پیشکسوت بروجردی ورزش لرستان

شادروان مرحوم رضا کاروان در سال ١٣١٢در بروجرد دیده به جهان گشود.تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش به پایان رساند.در سالهای٣۶-١٣٣٣ در آموزش و پرورش شهرستان دورود به عنوان معلم پیمانی استخدام و مشغول به کار شدوسپس با شرکت در کنکور و قبولی در دورشته دندانپزشکی و تربیت بدنی خواست تا از خرمن علم خوشه ای بر چیند پس برحسب علاقه به رشته تربیت بدنی وارد دانشسرا عالی تهران شد و در سال ١٣٣٩ موفق به اخذ مدرک لیسانس در این رشته گردید.بعد از گذراندن دوران سربازی در سال ها١٣۴١ به عنوان دبیر ورزش دبیر ستانها خرم آباد مشغول به کار شد بعد از مدتی به بروجرد منتقل گردید و همچنان به شغل شریف معلمی در دبیرستانهای بروجرد ادامه داد.در سال۵٠-۴٩مسئولیت تربیت بدنی آموزش و پرورش بروجرد را به عهده گرفت.در سال۵٢-۵١به مدت یک سال کارشناس مسئول تربیت بدنی استان خوزستان بود و علی رغم موقعیت خوب شغلی در آنجا به خاطر علاقه ای که به بروجرد و جوانانش داشت دوباره به زادگاهش بازگشت.در سال ١٣٧٣ با بیش از ٣۶ سال سابقه تدریس ،داوری ،مربیگری ،مدیریت و خدمت در عرصه ورزش این شهر و حضور مستمر در این فعالیتها به افتخار بازنشستگی نائل آمد.او انسانی بی تکلف،متواضع و به دور از خودنمایی بود که در تمام طول خدمتش از هیچ کوششی برای ارتقا سطح ورزشی بروجرد و به خود باوری رساندن جوانان این شهر دریغ نکرد.مردی آزاده و وراسته که با برنامه ریزیهای مناسب از فرصتهای خوبی که پیش می آمد استفاده می کرد.تا بتواند نظر مسئولین تربیت بدنی کشور و استان را برای تاسسی چندین استادیوم و اردوگاه از جمله(سالن تختی ،سالن هفت تیر،سالن شهدای دانش آموز،استادیوم علی بیات ،استادیوم شیرودی و اردوگاه فیال)جلب کند.

روح ورزشکاری او آئینه شخصیت او بود به همین خاطر همیشه از آرزوهای قلبیش این بود که بتواند کارهای بیشتری را جهت ورزش این شهر انجام دهد که بعضی از آنها محقق نشد(از جمله تاسیس استخری برای تربیت بدنی آموزش پرورش).

گذر این رهروان را از عالم خاک باور نمی شود اما روحشان چون مرغ تیز پر در آسمان می پرد و پرواز می کند و شعله های امید را در دل ما زنده می دارد.

از مرحوم کاروان سه فرزند به یادگار مانده است که زنده نگهدارنده نام پدر بزرگوار خویشند.

 بنقل از وبلاگ اخبار فوتبال بروجرد





طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: مرحوم رضا کاروان، کاروان، بروجرد، لرستان، خرم آباد،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 24 دی 1390 توسط فرهاد داودوندی

سپاس از علی آقا ، از بینندگان عزیز  این سایت توام با جوابیه برای ایشان در رابطه با شکست تیم شهرداری بروجرد از دارتاک لرستان


                                                                                                     متن  نامه علی آقا به این سایت :
سلام...امیدوارم شهرداری در بازیهای بعدی جبران نماید
اصلا متن جالبی نبود چون در مورد عدم کنترل بازی در دقایق پایانی اصلا توضیح ندادید و خواننده را درکف گذاشتید...
ای کاش روزنامه خبرورزشی را بخوانید و از نحوه نگارش حوادث بازی فوتبال اطلاعات بهتری کسب نمایید!!!
در ضمن شما بروجردی هستید یکم غریبه پرستی رو کنار بذارید!!!! لطفا...
آخه مرد مومن به نظرت اگه خرم آباد در لیگ برتر هم تیم داشته باشه به بروجرد چیزی می رسه؟؟؟؟به خدا نه!!!!!
پس بهتره همه از باخت بروجرد ناراحت بشیم نه بگیم اگه باخت عیبی نداره در عوض خرم آباد که برد....

جوابیه فرهاد داودوندی : با سلام ، اتفاقا بر عکس نظر شما ، من معتقدم در دوره ای که باید برای بزرگی نمودن اسباب بزرگی را از قبل  آماده نمود ، در مقایسه این تیم دارتاک لرستان است که توانسته در این مهم نیز از تیم شهرداری بروجرد گوی رقابت را برباید ، وقتی گروهی از بهترین های فوتبال استان لرستان در یک مجموعه  منظم  ،بنام باشگاه دارتاک گرد آمده اند ، چرا باید ما آرزومند عدم موفقیت شان باشیم ؟ ! دوست عزیز اگر دورود تیم در لیگ فوتبال دارد هم اکنون نفعش به بروجرد هم رسیده است ! اگر خرم آباد تیم در لیگ برتر داشته باشد نفعش به بروجرد هم خواهد رسید ( نمونه اش  تیم خیبر لرستان ) ، متاسفم که بگویم تا اینجا هم تیم بروجرد شاهکار نموده و بزودی شاهد خواهیم بود که حاشیه ها این تیم را از کورس قهرمانی که سهل است از کورس ماندن در لیگ دسته سوم هم باز بدارد !    فرموده اید غریبه پرستی را کنار بگذارم ! من در میان هموطنان  ورزشدوست خرم آبادی خودم هیچ غریبه ای ندیدم ، که بخواهم آنها را کنار بگذارم ! مطمئن باش آنها هم مثل ما بروجردی ها در بین خودشان ممکن است اختلافاتی داشته باشند ، که به ما مربوط نیست ! اما مطمئنم و همیشه نیز گفته ام ، آنها حق ورزش و بخصوص فوتبال بروجرد را از بین نبرده اند ! این خود ما بوده ایم که آنقدر در حاشیه ورزشی غرق هستیم  که فراموش نموده ایم برای حضور در یک تورنمنت ورزشی از مدتها قبل باید همه موارد حضور در لیگ دسته سوم را رعایت می نمودیم . امروز وقتی در اواخر مسابقه درگیری های لفظی و جزئی پیش آمد ، لذت بردم که بازیکنان تیم از مسئولین شان حرف شنوی کامل داشتند . و اما در رابطه با نگارش به سبک روزنامه وزین خبر ورزشی در رابطه با گزارش بازی ،بهترین و راحت ترین نوع زندگی این است که خودمان باشیم و سبک زندگی خودمان را با موفقیت پیش ببریم ، و بدترین و سخت ترین نوع زندگی ، تقلید کورکورانه است  ، بنابر این آنطور که راحتترم  و مخاطب نیز راحت تر با نوشته هایم ارتباط برقرار می کند ، مطلب ورزشی ام را می نویسم ! اما به روی چشم حتما نشریه بسیار  وزین خبر ورزشی را نیز مطالعه خواهم نمود ، در خاتمه برایت آرزوی موفقیت می نمایم و توجه تان را به تغییر شعار جهانی  " دنیا دهکده کوچک به دنیا خانه کوچک " معطوف می دارم ! دیگر دوران شعار های تفرقه افکنانه و از مد افتاده بروجرد ، خرم آباد به سر آمده است ! از موفقیت دیگران و بخصوص هم استانی های مان  لذت ببریم و سعی نمائیم در یک رقابت سالم خودمان را به پای آنها برسانیم . مجددا موفق باشی .    




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: جوابیه، دارتاک لرستان، شهرداری بروجرد، خرم آباد، بروجرد، علی اقا،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 22 دی 1390 توسط فرهاد داودوندی

فوتسال ایران برزیل  در لرستان

بنقل از وبلاگ ورزش لرستان ورزش دیارفلک و الافلاک

( دوست عزیزم آقای محمود داودی نژاد )

طی نامه ای رسمی   از هیئت فوتبال استان لرستان به فدراسیون فوتبال  جهت آمادگی  استان برای  برگزاری 2 مسابقه دوستانه  فوتسال بین تیم های ملی ایران و  تیم ملی  برزیل که  در فروردین ماه 1391  در دو شهر خرم آباد وبروجرد  دعوت به عمل آمد در صورت موافقت فدراسیون فوتبال قرار است تیم های ملی ایران و برزیل در سالن 4000 نفری خرم آباد و سالن 5000 نفری ولایت بروجرد  به مصاف یکدیگربروند که این خود برگ زرین و افتخار دیگری برای فوتبال لرستان می باشد   





طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: لرستان، برزیل، ایران، فوتسال، خرم آباد، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 21 دی 1390 توسط فرهاد داودوندی

تبلیغات دور زمین  فوتبال در لرستان به سبک مستضعفین!
رضا جایدری- خر م‌آباد: سال‌هاست به دلیل نداشتن اسپانسر مالی، بازیکنان مطرح لرستان در تیم‌های استان‌های دیگر توپ می‌زنند! دریغ از یک نهاد حمایت‌کننده تیم‌های فوتبال لرستان ... 
مسوولین که مدام می‌گویند تهران به دلیل داشتن کارخانه‌های زیاد، هوایش آلوده است، بخشی از این آلودگی‌ها را هم با ما قسمت کنند و 2-3 تا از آن هزاران کارخانه را در شهر بدون کارخانه‌ی ما(خرم‌آباد) افتتاح کنند بلکه این‌جا هم یک حامی برای تیم‌های ورزشی پیدا شود ...
این‌جا همه چیز دارد: استعداد، تماشاگر، علاقه‌مند و ... فقط حامی ندارد! ما اگر کارخانه نداریم، اما ارگان‌های دولتی بسیاری داریم. آن‌ها چرا تیم‌داری نمی‌کنند؟! برق و فجر در شیراز تیم‌داری می‌کند اما در خرم‌آباد نه! نفت در آبادان و تهران سرمایه‌گذاری می‌کند، اما در خرم‌آباد مستعد نه!
پیام ارتباطات در مشهد، شهرداری در تبریز و ... چرا شهر من نه؟ مسوولین پاسخ جوانان پرسشگر این شهر را بدهند.
برنامه نود در طول سال بیش از 100 ساعت روی آنتن است. سال‌هاست که استان من سهمی از آن ندارد. برای 2 دقیقه هم که شده حرف دل جوانان ما را از این 100 ساعت بیان کند. ما هم هموطن شما هستیم. نیستیم؟!
تیم گَهَر دورود لرستان فقط با صرف 80 میلیون تومان(کل هزینه قرارداد و اسکان و مسافرت تیم) صدرنشین لیگ یک است. بدبختانه مجبور شد برای تأمین هزینه‌های دور برگشت 4 بازیکن کلیدی‌اش را این هفته در بازار نقل و انتقالات لیگ یک به تیم‌های متمول لیگ برتری و دسته اولی کشور بفروشد، درست مثل آن آدم فقیری که مجبور شد برای جور شدن هزینه عمل جراحی‌اش، کلیه‌اش را بفروشد!

سهم استان ما را از تبلیغ‌های قرون وسطی را دور زمین‌های فوتبال مشاهده کنید، وقتی که فقر باعث هدر رفتن و کوچ استعدادها می‌شود!
هنوز هم که به نقشه ایران نگاه می‌کنم، لرستان را در قلب آن می‌یابم. شاید امثال بهمن فروتن، به خاطر همین فقر و فلاکت است که ما را خارج از این نقشه فرض می‌کنند و هموطن خود نمی‌دانند!
آری! ما خواستار آلودگی تهران هستیم ...  توقعم زیاد نیست! ما لرها همیشه کم‌توقع و قانع بوده‌ایم! نمی‌خواهم شادی‌هایت را با من قسمت کنی، بخشی از آلودگی‌ات را اگر محبت کنی، کفایت می‌کند! شما را به خدا، بخشی آن را با ما قسمت کنید بلکه ما هم بتوانیم نفسی بکشیم!
هَل مِن ناصرً یَنصُرنی؟





طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: تبلیغات در لرستان، رضا جایدری، حامی مالی، تهران، لرستان، خرم آباد،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 19 دی 1390 توسط فرهاد داودوندی

داتیس لرستان در اندیشه صعود

داتیس خرم‎آباد 2        نوژن نوشهر 1

گل‌ها: رضا شرفی دقیقه 9 و حسین جودکی دقیقه 76 برای داتیس و محمد نوازی دقیقه 87

فرهاد داودوندی  : مهندس مسعود عبدی مدیر عامل باشگاه داتیس لرستان ، جوانترین مالک باشگاه و مدیر عامل در  فوتبال ایران است . متولد سال 1361 است . مدیر عاملی که به مربی جوان خودش ( مهرداد خاتمی ) کاملا اعتقاد دارد ، آقای عبدی  ، محبت نموده و امشب طی تماسی با اینجانب ( فرهاد داودوندی ) از ضرورت حمایت های معنوی مسئولین استان برایم گفت ، در جواب سوال من در رابطه با دخالت در چیدن ارنج تیم  داتیس ،معتقد بود که در کار مربی جوان تیمش دخالت نمی کند  .  به هر حال با اینکه با انتخاب  بهمن فروتن برای سرمربیگری تیم داتیس ، می رفت تا با سخنان نسنجیده  فروتن ، جو ورزش  استان بهم بریزد و حواشی زیادی را برای این تیم بوجود بیاورد ، خوشبختانه سریعا با درایت کامل و با تغییر و تحول لازم ، مشکلات  ناخواسته را از سر راه برداشتند و هم اکنون نیز خوشبختانه تیم داتیس نماینده لرستان در لیگ دسته دوم می رود تا با کسب نتایج خوب ، با امیدواری به آینده حضور خودش در سطوح بالاتر فوتبال ایران بیندیشد . برای کلیه بازیکنان ، مربیان ، کادر تیم و مدیر عامل جوان این تیم مهندس مسعود عبدی آرزوی موفقیت دارم . 





برچسب ها: داتیس، مهندس عبدی، خرم آباد، فوتبال، لرستان،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 6 دی 1390 توسط فرهاد داودوندی
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

 بیاد مرحوم  ناصر میرزائی پیشکسوت لرستانی خوش نام فوتبال ایران


فرهاد داودوندی : وقتی شنیدم که گروه های بسیاری از پیشکسوتان فوتبال بروجرد با هم عهد بسته اند که در اولین روزهای زمستان سرد بروجرد و در زمینهای خاکی به یاد  مرحوم ناصر میرزائی فوتبالیست پیشکسوت لرستانی که چندی قبل جان به جان آفرین تسلیم نمود ، یادواره ای را در یک جام چهار جانبه برگزار نمایند تعجب نمودم ! مگر نه اینکه سوز سرمای زمستان برای افراد میانسال و سن بالا که در فضای باز ورزش می نمایند ، ضررش بیشتر از نفعش می باشد ؟! مگر نه اینکه مرحوم ناصر میرزائی اصلا بروجردی نبوده که حال در این سرمای سخت زمستان بروجردی ها بخواهند برایش بزرگداشت بگیرند ، آنهم در زمینهای خاکی ! پس چه عاملی باعث گردیده که تیمهای دعوت شده بدون لحظه ای درنگ به برگزار کنندگان این تورنمنت جواب مثبت بدهند ؟ لحظه ای با خود اندیشیدم ،  بیاد شعر ی افتادم که می گوید هر گز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ! ناصر میرزائی شاید جسم خاکی اش دیگر در  میان علاقمندان به ورزش این خطه و دیار نباشد ، اما همچنان یاد و خاطره اش با همه کسانیکه یک عمر با آنها زندگی نمود ، زنده و جاوید است . امروز با دیدن پیشکسوتان فوتبال بروجرد که بیاد یک خرم آبادی در سرمای زمستان که باد نیز ، سوز آن را به استخوان می زد ، دور هم جمع شده بودند و عاشقانه برای بزرگداشت یاد میرزائی بزرگ به دنبال توپ می دویدند ، دانستم که هنوز هم هوا بس ناجوانمردانه سرد نیست ! اگر مسئولین ورزش ما آنچنان که باید و شاید قدر بزرگان ورزش مان در لرستان را نمی دانند ، اما گرمای وجود مردمی که با خاطرات خوب گذشته با قهرمانانشان زندگی می کنند ، نمی گذارد لحظه ای یاد بزرگانی امثال مرحوم ناصر میرزائی به فراموشی سپرده شود . راستی شنیده‌ایم که شهرداری خرم‌آباد به بهانه کمبود جا و فضا اجازه تکمیل مقبره مرحوم میرزایی را نداده و باعث رنجیدگی خانواده آن مرحوم و علاقه‌مندان ورزش لرستان شده است. این هم از قدرشناسی آقایانی که علاوه بر دوره حیات، پس از مرگ آن انسان بزرگ، باز هم حرمت‌شکنی کردند ...
                                               ختم همه مردان عالم بخیر !   




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: ناصر میرزائی، خرم آباد، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 2 دی 1390 توسط فرهاد داودوندی

فرق یک روزنامه نگار ورزشی کاربلد با افراد عادی علاقمند به ورزش  !

فرهاد داودوندی : دو سه روز پیش یکی از دوستان از من پرسید فرق یک روزنامه نگار ورزشی با یک علاقمند عادی به ورزش در چیست ؟! چند جمله ای از دانسته های ناقص خود را برایش گفتم ! اما در همین حین شاهد از غیب رسید و در وبلاگ دوست بسیار خوبم آقای رضا جایدری ، متن و عکسهای زیر را دیدم ، بنظر من در دیدن متن زیر ، توام باعکسها می توان فرق دیدگاه یک روزنامه نگار ورزشی را با یک علاقمند عادی را دید ! حتما هم استانی های عزیز ما در خرم آباد سالیان سال است که پروژه نیمه تمام هتل پارک صخره ای شهرشان را دیده اند و بارها بی تفاوت از کنارش رد شده اند ! اما آقای جایدری با ظرافت کاری یک خبرنگار و ورزشی نویس به این پروژه نیمه تمام نگریسته و دقیقا از همینجا فرق دیدگاه یک ورزشی نویس با یک فرد عادی علاقمند به ورزش دیده میشود ! امیدوارم دوستی که سوال  اول عرایضم را از من پرسیده بود ، با دیدن و خواندن متن زیر متوجه فرق مورد نظرشان بشود !

پروژه‌های باستانی خرم‌آباد !

رضا جایدری : برای پیدا كردن چند عكس ورزشی سری به آرشیو عكس‌هایی كه ظرف این یك دهه در ورزشگاه تختی خرم‌آباد انداخته بودم زدم كه یك نكته‌ی جالب توجهم را جلب كرد:

       همیشه وقتی در طبقه دوم یا سوم جایگاه ورزشگاه تختی خرم‌آباد مستقر می‌شدیم، بك‌گراند تصاویری كه از سكوهای ضلع شرقی ورزشگاه و تماشاگرانش می‌گرفتم، هتل پارك صخره‌ای خرم‌آباد بود.

       با توجه به این كه هر سال به طور ناخودآگاه، تصاویری از این پروژه‌ی باستانی كه فكر كنم بیش از 12 سال از آغاز به كار آن گذشته گرفته بودم، اكنون مجموعه‌ای بی‌نظیر از این هتل به صورت سال به سال دارم كه پیشرفت لاك‌پشتی آن را به وضوح نشان می‌دهد!

     اگر چه از سال 1382 تا كنون هر سال از این پروژه عكس دارم، برای سنگین نشدن این صفحه، به رسم ورزشی‌ها، سه تصاویر را مثل جام جهانی هر 4 سال یك بار انتخاب كردم و به نمایش گذاشتم.

    نمی‌دانم شما هم از این معماهای تصویری حل كرده‌اید كه مثلاً پرسیده‌اند: ۳ مورد از تشابهات یا تفاوت‌های شكل‌های زیر با هم پیدا كنید. این عكس‌ها نیز چیزی توی این مایه‌ها شده !

   فكر كنم نكته‌ی جالب توجه این تصاویر رشد بیش‌تر درختان حاضر در تصویر نسبت به هتل باشد! به ارتفاع درختان جلوی تصویر در زمستان سال ۱۳۸۲ توجه كنید و رشدی كه تا تیرماه ۱۳۹۰ داشته‌اند ...

 

      امیدوارم مسوولین استان این تصاویر را رصد كنند و هر چه زودتر فكری برای تكمیل این هتل ناتمام یا ترمینال خرم‌آباد بنمایند





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: رضا جایدری، خرم آباد، ورزشی نویس، افراد عادی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 آذر 1390 توسط فرهاد داودوندی
مدرسه فوتبال دائمی سایپا خرم آباد نمونه در
استان لرستان
بنام خدا

باسلام وخسته نباشید خدمت شما  دوست عزیز  ورزشی نویس
آقای داودوندی

از سوی هیات فوتبال استان لرستان وکمیته جوانان استان مدرسه فوتبال  دائمی سایپا خرم آباد به عنوان بهترین مدرسه فوتبال استان لرستان در سال 1390 انتخاب و به آکادمی فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی ایران(مدارس فوتبال کشور) معرفی گردید.
شایان ذکر است مدرسه فوتبال سایپا اولین و پرسابقه ترین مرکز استعداد یابی فوتبال در لرستان میباشد که در سال 1379 تاسیس و
با مدیریت عزیز سلیمانی تا به امروز به یاری خداوند متعال به فعالیت خود ادامه داده است.ودر سال 1390 در مسابقات فوتبال نوجوانان و جوانان و امید خرم آباد شرکت میکند.همچنین در رشته فوتسال نیز در حال حاضر در لیگ نوجوانان و جوانان حضوری فعال ومستمر دارد

با تشکر از توجه شما... روابط عمومی باشگاه فرهنگی ورزشی سایپا لرستان

azizsoleymaninejad@yahoo.com
www.saipalorestan.blogfa.com





طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: سایپا، خرم آباد، نمونه، مدرسه فوتبال،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 23 آذر 1390 توسط فرهاد داودوندی
چرا از گفتگوی رو در رو در رابطه با مشکلات ورزشی گریزانیم ؟!
فرهاد داودوندی : چند روزی است که به خاطر مقاله ورزشی که در یکی از نشریات نوشته ام گروهی از مسئولین ورزشی آن رشته خاص ، از دست من به شدت دلخور شده بودند ، کار به فرستادن پیغام و پسغام برای من کشیده شد ، با هماهنگی با این بزرگواران در اولین فرصتی که دست داد به حضورشان رسیدم ، اول لحن صحبت ها بر علیه من تند بود و گلایه ها شدید و لحن گفتار هم با صدای نسبتا بلند بود ! وقتی صحبت دوستان تمام شد اجازه خواستم که یکی یکی موارد  گفته شده در مطلب نقد ورزشی ام  را توضیح بدهم ، از کلمه اول که شروع نمودم تا به آخر صحبت هایم برسم جمعا شاید نیم ساعت نشد ! اما دوستان تا حدود بسیار زیادی از صحبت های من قانع شدند ! مطلبی که در نقد ورزشی من خطاب به رشته ورزشی این بزرگوارارن نوشته شده بود حرفهای تندی نبود که نشود در رابطه با آنها به تفاهم رسید ، اما جالب بود که وقتی قبل از مطالعه دقیق یک متن ، پیش داوری می کنیم این میشود که دو سه روز است دوستان از دست من دلخور بوده اند ، اما امروز وقتی خود من خط به خط را برایشان آرام خواندم و در رابطه با هر خط هم توضیح دادم ، تمام مشکلات رفع گردید .
قصد من از نوشته بالا اینکه 99 درصد مشکلات کلامی پیش آمده بین جامعه ورزشی در بروجرد و حتی مشکلات پیش آمده با هیات های ورزشی مرکز استان (خرم آباد)  را می توان در محیطی دوستانه رفع نمود . ما ایرانی ها با تاسی از آموزه های دینی و اجتماعی مان ، انسانهائی  با احساسات و با گذشت هستیم . هر وقت همدیگر را از نزدیک می بینیم و با هم صحبت میکنیم اکثر دلخوری ها را به بوته فراموشی می سپاریم . همین چند وقت پیش در یکی از محیط های ورزشی بروجرد اختلافات عمیق دو نفر از ورزشکاران که مدتها بود ورد زبان خیلی ها شده بود ، در کمتر از دو دقیقه در برخورد رو در رو کلا از بین رفت و جالب است بدانید هم اکنون این دو نفر دوستی شان از قبل هم مستحکمتر از قبل شده است . بقول شاعر دو دوست قدر شناسند یکدگر را باز / که مدتی ببریدند و باز پیوستند ! اما چه بهتر قبل از اینکه عده ای بخواهند در این میانه نقش خبر ببر و خبر بیار را بازی کنند ، طرفین در محیطی رو در رو مشکلات و سوء تفاهم های پیش آمده در عرصه ورزش را حل نمایند .   





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: اختلافات ورزشی، ورزش بروجرد، نقد ورزشی، خرم آباد،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 19 آذر 1390 توسط فرهاد داودوندی


هفته نامه اقتصاد لرستان توزیع شد

این هفته نیز هفته نامه اقتصاد لرستان در سطح استان لرستان توزیع گردید . به مانند هفته های گذشته ، مطالب متنوعی از ورزش لرستان و بخصوص بروجرد از اینجانب فرهاد داودوندی نیز در این هفته نامه چاپ گردیده است . ازنکات جالب توجه خبری در این شماره نشریه می توان به خبری در رابطه با هیات عزاداران حسینی محله بزرگ پشت بازار خرم آباد با قدمت 400 ساله اشاره نمود .




طبقه بندی: نشریات، 
برچسب ها: اقتصاد لرستان، نشریات، خرم آباد، فرهاد داودوندی، ورزش لرستان،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 19 آذر 1390 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ