
در حریم فاطمیّه مرغ دل پر میزند ناله از مظلومی زهرای اطهر میزند
ایام فاطمیه بر دوستداران اهل بیت (ع) تسلیت باد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حکایت پست و مقام !
آقای رضا جایدری - خرم آباد : آنچه مدتهاست ذهنم را مشغول كرده، جو حاكم
بر ادارات و نهادهای دولتی لرستان است كه یا نشأت گرفته از طایفهبازی و
قومگرایی و یا بر اساس طیفها و جریانات سیاسی، مدیرانی برای ادارهی بعضی از آنها انتحاب و گزینش شدهاند كه بدون شك در حد و اندازهی آن صندلی و مقام نیستند.
پر واضح است كه مدیریت سیاستزده، عاری از نبوغ و همچنین غیرمردمی بودن این اشخاص باعث شده ركود و پسرفت ناامیدكنندهای بر تعدادی از این نهادها حاكم شود.
در این بین، لرستان مستعد كه از نظر منابع
طبیعی و نیروی انسانی جزو مناطق ثروتمند ایران به شمار میرود، دست به
گریبان محرومیتی خودخواسته شده و با معضلات عدیدهای از جمله فقر، بیكاری و
نیز تحمیل نیروهای ناكارآمد در ادارت مواجه گردیده است.
سال گذشته در دو باری كه فرصت ملاقات و نشست
خبری با دكتر دهمرده استاندار محترم لرستان میسر شد، این نكته را به سمع
نظر ایشان رساندم و پیشنهاد دادم روال انتصاب مدیران دولتی استان قانونمند و
تعریف شده گردد و زین پس حتماً از نامزدهای تصدی مدیریت در استان
آزمونهای مختلف علمی، تخصصی نیز در كنار سایر موارد انتخاب مدیران مد نظر
قرار گیرد بلكه یك روز را هم در عرصهی كاری و خدمت به هدر نداده باشیم.
در این فکرم که به زودی ملاقاتی با
حجتالاسلام والمسلمین میرعمادی نیز داشته باشم و چند برنامه و راهكار در
این زمینه پیشنهاد نماینم بلكه به یاری ایشان بتوانیم گامی مثبت در این
زمینه برداریم.
انصافاً كسی كه بلد نیست با مردم سلام و علیك
كند و همیشه مراجعین را به ساعت ۸ تا ۱۰ صبح دوشنبه جهت ملاقات حواله
میدهد یا تمام كارنامه كاریاش در استخدامهای پشت پرده اقوام و نزدیكانش
خلاصه میشود، چگونه لیاقت ریاست بر بخشی از مجموعهی مدیریتی یك استان را
كه مردمش سالهاست تشنهی نبوغ و فعالیت مدیریتی هستند، دارد؟!
برخی
از مدیران ناكارآمد با توسل به حربهی تملق و چاپلوسی نمایندگان مجلس و
نیز مقامات ارشد استان، تا كنون ضعفهای مدیریتی خود را پشت پرده نهان
كردهاند كه این مساله باعث نارضایتی مردم شده است.
به جاست هر چه زودتر فكری برای انتصاب مدیران
دستگاههای اجرایی استان شود تا بیش از این از استانهای توانمند در
عرصهی مدیریتی نظیر اصفهان، فارس و تهران عقب نمانیم.
برخی از مدیران
لرستان چنان صندلی مدیریت را دو دستی چسبیدهاند كه گویی قرار است در سفر
آخرت نیز آن را به همراه ببرند. مولیالموحدین حضرت علی علیه السلام حق
مطلب را به خوبی در این مورد ادا فرمودهاند: «پست و مقام اگر ماندنی بود، هرگز به شما نمیرسید»
ما تاریخنگاران و روزنامهنگاران لرستانی
وظیفه داریم علاوه بر ذكر خدمات افراد مردمی و عادل در عرصهی مدیریتی، هر
گونه سهلانگاری و كارهای ناشایست كسانی را كه در حد و قوارهی پست و
مسوولیتی نیستند و با روشهای گوناگون آن را كسب میكنند بدون این كه توجه
داشته باشند ممكن است چه ضربهای به مردم استانشان بزنند، برای آیندگان
ثبت و ضبط نماییم.
حدیث نیک و بد ما نوشته خواهد شد زمانه را سندی و دفتری و دیوانی است
این گونه نیست كه بتوان پست و مقامی كسب كرد و بعدها پاسخگوی كسی نبود! چه زیبا گفتهاند: «وقتی كه در حال بالا رفتن هستی با مردم به مهربانی مدارا كن چون وقتی در حال سقوط هستی باید از كنار همین مردم عبور كنی!»
مدیری كه فردا یا پس فردا از پستش كنار میرود باید متوجه باشد در آینده
باز هم سر و كارش با مردم در اجتماع و در همین ادارات خواهد افتاد ...
حكایت پست و مقام!
آوردهاند روزی «شاه عباس صفوی» رجال کشور را
به ضیافت شاهانه مهمان کرد و دستور داد تا در سر قلیانها به جای تنباکو،
از سرگین اسب استفاده نمایند!
مهمانها مشغول کشیدن قلیان شدند و دود و بوی
پهنِ اسب فضا را پر کرد، اما رجال - از بیم ناراحتی شاه - پشت سر هم بر
نی قلیان پُکهای عمیق زده و با احساس رضایت، دودش را هوا میدادند! گویی
در عمرشان، قلیان و تنباکویی به آن خوبی نکشیدهاند!
شاه رو به آنها کرده و گفت: «سر قلیانها با بهترین تنباکو پر شدهاند، آن را حاکم همدان برایمان فرستاده است »
همه از تنباکو و عطر آن تعریف کرده و گفتند: « به راستی تنباکویی بهتر از این نمیتوان یافت»
شاه به رئیس نگهبانان دربار - که پکهای بسیار عمیقی به قلیان میزد- گفت: « تنباکویش چطور است؟»
رئیس نگهبانان گفت: «به سر اعلیحضرت قسم، پنجاه سال است که قلیان میکشم، اما تنباکویی به این عطر و مزه ندیدهام!»
شاه با تحقیر به آنها نگاهی کرد و گفت: «
مردهشویتان ببرد که به خاطر حفظ پست و مقام، حاضرید به جای تنباکو،
پِهِن اسب بکشید و بَه بَه و چَه چَه کنید ... »
برچسب ها:
رضا جایدری،
خرم آباد،
طایفه بازی،
قوم گرائی،
( جوابیه ای به آقای سینا احدی )