
عکس های تاریخی ورزش بروجرد (5 )
عکس مربوط به پرواز زیبای مجید نجم زاده به سال 1355 در مسابفات قهرمانی استان می باشد.
مجید نجم زاده در همان سال در اولین دوره مسابقات قهرمانی مدارس راهنمایی های کشور در همدان با رکورد 1.75 متر در پرش ارتفاع قهرمان شد و تا چند سال رکوردار این مسابقات بود،نام برده چندین قهرمانی در رده دبیرستانها، نوجوانان و جوانان کشور در سالهای پیش از انقلاب داشته و نیز فنون پرش ارتفاع را از تیمور غیاثی معروف در تهران آموخته برای ایشان آرزوی موفقیت داریم .
طبقه بندی: ورزشی،
برچسب ها: مجید نجم زاده، دو و میدانی، پرش ارتفاع، بروجرد، عکس تاریخی ورزش بروجرد،



فوتبال یا فوتسال ، حریف توانسته توپ را از
میان پاهای شما رد نماید ؟ اصطلاحا تاکنون لائی خورده اید که تا پایان
مسابقه تمام فکر و ذکرتان را به هم بریزد ؟! و آیا از آن هم بدتر اینکه در فکر انتقام بوده اید که بناگاه برای بار دوم از همان شخص لائی مجدد خورده باشید ؟ هیچگاه برایتان پیش آمده دروازه بان را هم دریبل بزنید و ناخواسته از جلوی دروازه خالی توپ را به اوت زده باشید ؟ آیا درمسابقه کشتی در حالیکه جلو بوده اید اسیر بدل سریع حریف شده اید که تا خواسته اید به خود بیائید ، شانه های تان به تشک چسبیده باشد ؟! به شخصی عبوری در مسابقات دو و میدانی که با دوچرخه در حال گذر بوده پیشنهاد داده اید که شما را سوار کند و چند صد متر جلوتر پائین بگذارد ، بعدش فهمیده باشید که طرف یکی از داوران مسابقه بوده است ؟ آیا جلوی دوستان و برادران خود تاکنون توسط مربی تیم تان اصطلاحا خیط شده اید ؟! و یا اینکه برایتان پیش آمده شما در مسابقه ای اول شده باشید ، اما مدال دومی را به شما داده باشند ؟!
بود ولی حداقل 9 سال قبل به همراه تیم ولوو جهت انجام مسابقه ی
فوتبال از سری مسابقات لیگ دسته اول استان به بروجرد اومدیم - در دقیقه ی
45 گل خوردیم و دو بر یک عقب افتادیم توپ رو وسط زمین کاشتیم در حالی که
تمامی نفرات تیم شهدان بروجرد در زمین خودشون بودند دروازبان اونا روی خط
هیجده قدم وآیساده بود بعد از یک ضرب کوتاه توسط فوروارد کناریم از همون
وسط زمین توپ رو بلند پشت سر دروازبان فرستادم و گل شد . در مجوع هم سه بر
دو بازی رو بردیم - این گل شیرین ترین گل زندگیم بوده که هیچوقت فراموشش
نکردم .

کرمانشاه.میزهای تنیس کنار هم بودن همه داشتیم بازی میکردیم که ناگهان من
با یک ضربه فورهند محکم,بینی بغل دستیمو که اتفاقا صمیمی ترین رفیقم بود
(داود ابراهیمی) رو ناخواسته مورد ضرب قرار دادم,متاسفانه ازش خیلی خون
رفت.باز هم دراینجا ازش معذرت میخوام!خاطره واقعا تلخ ورزشی بود که فراموش
کردنش واسم بسیار سخته....

اول
مسابقات من توانستم با ضربه فنی دو تا از حریفانم را شکست دهم ،و از این
بابت خیلی خوشحال بودم ، در خوابگاه کلی تحویلم میگرفتند و مربی و عوامل
امیدشان به من بود چون در آستانه ورود به یک چهارم و فینال بودم . روز بعد
که مسابقه حساسی داشتم ، به دوستم گفتم ، وقتی با حریف سرشاخ شدم یکی دو
تا عکس حرفه ای و زیبا از ما بگیر ( راستش مغرور هم شده بودم ) لحضه ای که
داور سوت آغاز مسابقه را زد ، من و حریفم در حال ورانداز کردن همدیگر
بودیم ، در آن لحظه من به دوستم اشاره کردم که عکس بگیرد و سعی میکردم در
شرایط عکس و نگاه به دوربین باشم که ناگهان در چشم به هم زدنی خودم را بین
زمین و آسمان و در حال ضربه سالتو دیدم ، حریف من را سالتو کرد و بلافاصله
ضربه فنی شدم .


مرداد ماه ساعت 1 ظهر مسابقه داشتیم ، خیلی گرسنه
بودم ، قبل از مسابقه و حدود ساعت 12.30 دو بشقاب برنج و خورشت با دو سه لیوان دوغ محلی و سنگک داغ و سبزی تازه ، نوش جان
نمودم !!! نیم ساعت بعد درون دروازه نای نفس کشیدن نداشتم چه برسد به
شیرجه رفتن برای توپ ! با شروع بازی احساس می نمودم وزنم شده دویست کیلو ! و عنقریب است که جان به جان آفرین تسلیم نمایم !!! دو سه دقیقه از زمان بازی گذشته بود ، کرنر شد ، تیر
یک را گرفتم ، خوشبختانه یا بدبختانه ! توپ رفت روی تیر دو ! 20 بازیکن خودی و رقیب برای تصاحب
توپ ریختند بر سر یکدیگر و مثل فوتبال آمریکائی اصلا در آن همهمه معلوم
نبود کی چکاره است ! نای راه رفتن به سمت بازیکنان را که روی تیر دوم و در
نیم متری خط دروازه روی هم ریخته شده بودند را نداشتم ، با هر بدبختی !!!
بود خودم را لحظاتی بعد بالای سر همه بازیکنانی که روی زمین افتاده و در هم
پیچیده بودند ، رساندم ! ناگهان پای یکی از بازیکنانی که در آن زیر در حال
تقلا برای نجات جان خودش بود از پائین محکم به ساق پایم خورد ! تعادلم را
از دست دادم و از فرط درد به زمین افتادم ........



شهرم اشترینان رو که بسیار مورد کم لطفی مسئولین قرار میگیرد آقای علی
صناعی دوست خوبم معرفی کرده جناب داودوندی من هم اسم شما هستم و میخواستم
خاطره ای تعریف کنم من در زمان مربیگری خوب آقای غلامحسین کردی دروازه بان
نساجی بودم و الان هم دروازه بان تیم شهرم اشترینان هستم در هر تعطیلات
نوروزی جام روستاهای اشترینان در روستای برده سره برگزار میشود در سال 82
من دروازه بان تیم میزبان بودم در حین بازی فوروارد حریف حمله ای کرد و من
برای گرفتن توپ تک به تک با حریف رو به رو شدم در این حین کفش فوروارد از
پای اون دراومد و محکم با پا به جای توپ به سر من ضربه زد ومن بیهوش شدم و
چون روزهای قبلی برف اومده بود وقتی بهوش اومدم سرم زیر برف بود وتمام مردم
روستا و بازیکنان بالای سر من بودن و سرم از ده جا باد کرده بود ولی پای
اون فوروارد از روز اولش هم بهتر شده بود چون بعدا تعریف میکرد میگفت شوتام
قویتر شده اند با تشکر از شما دلسوز ورزش بروجرد و اشترینان







1 - ارسال خاطره ای ورزشی از آقای رضا طولابی